تحقیقات علمی

دانشمندان حالت فوق جامد ماده را در بعدی جدید ایجاد کردند

دانشمندان موفق شدند حالت ابرجامد ماده را در بعدی دیگر خلق کنند که مسیر جدیدی از حالت کوانتومی و عجایب آن را برای ما آشکار کرده است.

به گزارش سرویس اخبار فناوری و تکنولوژی تکنا، با تعریف ابرجامد ماده در بعد جدید در آینده با طیف جدیدی از خاصیت کوانتومی روبرو خواهیم شد. پلاسما حالت جدیدی است که علاوه بر سه حالت ماده یعنی جامد، مایع و گاز وجود دارد. اکنون دانشمندان در بررسی های اخیر خود بر روی حالت ابرجامد ماده به نتایج جالبی دست پیدا کردند.

تبلیغات در گوگل آژانس تبلیغاتی افراک

این دانشمندان توانستند ماده فوق جامد (supersolid) را در شکل دوبعدی ایجاد کنند. این مواد نوعی جامد هستند که اتم های آنها در یک ساختار بلوری مانند جامد معمولی قرار دارند. این مواد همچنین این قابلیت را دارند که با ویسکوزیته صفر تبدیل به سیال فوق روان با دو ویژگی متناقض شوند.

وجود چنین ماده ای از سال 1960 بطور فرضی قابل قبول بود و در نهایت در سال 2017 موفق به ایجاد آن بصورت تجربی شدند. مطالعه اخیر نیز دانشمندان تلاش کردند تا بررسی هایی را روی ایجاد ابرجامدات با استفاده از حالت های متفاوت ماده یا همان  چگالش بوز-اینشتین (BEC) انجام دهند. در این حالت از ماده یک ابر گازی با چگالش کم و تشکیل شده از اتم های خنک با دمای نزدیک به صفر است که می تواند ویژگی های کوانتومی عجیبی را در این حد از سرما از خود نشان دهد که مقیاس های دیگر مشاهده نمی شود.

پیش از این دانشمندان تنها ابرجامدات تک بعدی ایجاد کرده بودند که تنها در یک جهت بطور متوسط جریان داشت. اما محققان دانشگاه اینسبراک (Innsbruck) توانستند حالت جدیدی از این ماده را در بعد دیگر نیز ارائه کنند. متیو نورسیا، یکی از محققان این مقاله که در مجله Nature به چاپ رسیده است در این مورد می گوید: در حالت کلی تصور ما بر این است که هر اتم در یک قطره خاص قرار گرفته و امکان ارتباط بین آنها وجود ندارد. اما در  حالت فوق جامد کلیه قطرات بطور نامتمرکز در یک قطره است.

دیدگاه کاربر


نوشته های مشابه

1 دیدگاه

  1. فرضیه :خداونددارای صفاتی است که هرصفتی ازتعدادی ازاسامی تشکیل شده است هراسمی درمحورایکس ها دارای عددی ثابت وخاص است یعنی هرصفت ازخداونددارای مجموعه ایی ازاسمهاست که البته به این‌صورت است که مثلا صفت علیم مجموعه ایی رامی گویندکه عدد یک واعدادبین یک تا عدد۲راشامل می شود.هرفردیاشخص یک اسم داردویک اسم فقط دارای یک عدداست. وهرانسان درمحورایکس ها جایگاهی خاص داردیعنی دارای عددی ثابت وخاص است.یعنی مثلاانسانهای برترودارای مقامات عالی وپیامبران دارای اولین اعدادهستندویعنی ازصفرشروع می شودوصفربالاترین رتبه راداردوبیشترین نقش راایفا می کندوهرچه اعدادازصفربه بی نهایت ادامه می یابندازلحاظ رتبه کمترمی شوندونظم آنان کاهش می یابدونقش کمتری درنظم آفرینش دارندوازاهمیت آنان کاسته می شودوپس هرچه عددبه صفرنزدیکتروشناخته شده ترباشداهمیت بیشتری دارد.اعدادساعت نیزفقط ۱۲عددنیست مافقط یک لایه اعدادرادرساعت رانمایش می دهیم که درنظم جهانی نقش بیشتری دارند پیامبراسلام‌حضرت محمدصلوات ا…علیه دارای عددصفراست که بیشترین ارزش عددی راداردونزدیکترین فردبه خداست ونشات گرفته ازصفت لطیف خداونداست که درذره اکسیژن هبوط می یابد.حضرت علی دارای عددیک است ومنشاگرفته ازصفت علیم خداونداست که درذره هیدروژن هبوط می یابد .حضرت امام‌حسن علیه السلام دارای عدد۲ است ومنشاگرفته ازصفت کریم خداونداست که درذره مس هبوط می یابد حضرت امام حسین علیه السلام‌ دارای عدد۳ است ومنشاگرفته ازصفت مومن خداونداست ودرذره آهن هبوط می یابد.حضرت امام‌سجادعلیه السلام‌دارای عددچهاراست ومنشاگرفته ازصفت حکیم خداونداست ودرذره روی یازینک هبوط می یابد .حضر ت امام باقرعلیه السلام دارای عدد۵ است ومنشاگرفته ازصفت قهارخداونداست ودرذره کلسیم هبوط می یابد .حضرت امام صادق علیه السلام دارای عدد۶ است ومنشاگرفته ازصفت صادق خداونداست ودرذره پتاسیم هبوط می یابد. حضرت امام موسی کاظم علیه السلام دارای عدد۷ است ومنشاگرفته ازصفت صبارخداونداست ودرذره منگنز هبوط می یابد.حضرت امام رضاعلیه السلام‌دارای جایگاه عدد۸ است ومنشاگرفته ازصفت شکورخداونداست ودرذره کربن هبوط می یابد .حضرت امام جوادعلیه السلام دارای عدد۹است منشاگرفته ازصفت مکارخداونداست ودرذره گوگرد هبوط می یابد.حضرت امام هادی علیه السلام دارای عدد۱۰است ومنشاگرفته ازصفت هادی خداونداست ودرذره والدگروه گازهای بی اثرهبوط می یابد. .حضرت امام‌حسن عسگری علیه السلام دارای عدد۱۱ است ومنشا گرفته ازصفت جمال خداونداست ودرذره سدیم هبوط می یابد.حضرت مهدی علیه السلام دارای جایگاه ۱۲است ومنشاگرفته ازصفت نورخداونداست ودرذره اورانیوم هبوط می یابد.این ذرات بیشترین نقش رادرساختاربدن انسان ونظام آفرینش ایفا می کنند. بعدازازآن نیزعدد۱۳ تا۲۴ برلایه ایی دیگرلایه ایی دیگرازساعت رابه وجودمی آورندکه هرعدد نیزمختص انسانی پاک وعالی هست این انسانها درنورودرهدایت هستندوبایکدیگرنزدیک ودوست هستندودرواقع بهشتیان هستند.این اعدادتابی نهایت ادامه می یابندولایه لایه ساعت راتشکیل می دهندکه البته فقط ساعت اولی رسم می شودکه به مرکزوبه اصطلاح نقطه پرگارنزدیکتراست وقتی که اعدادبه بینهایت مثبت رسیدندیعنی انسانهایی هستندکه ازمرکزساعت وپیامبروامامان دورترین فاصله رادرمثبت هادارندوسپس دربینهایت مثبت ناگهان بینهایت منفی شروع می شودیعنی انسانهایی که صفات منفی شان ازصفات مثبت شان بیشتراست تاالی آخریعنی تامنفی یک که بدترین انسان است.درآخرین ساعت فرضی که ازمنفی یک تامنفی ۱۲ تشکیل شده است گردش عقربه ها نظم نداردودیگرزمان نظم خودراازدست داده است یعنی هرچه قدرکه انسانها ازصفربه بینهایت مثبت وسپس بی نهایت منفی وسپس منفی یک سیرمی کنندازنوربه ظلمت قرارمی گیرندودرمنفی یک درظلمت مطلقندوازصفات خداوندبهره نمی برندوعدم صفات خداوندی باعث رذایل درآنهاست. آنان بایکدیگرنیزخوب نیستندودرواقع جهنمیان هستندوازهم فاصله زیادی هم دارند.لایه های فرضی ساعت طوری قرارمی گیرندکه ازصفربه بالا ازمرکزساعت دورمی شوندودرستی فرضیه انبساط جهان نیز آشکارمی شودکه درلایه هایی که انبساط بیشتری دارندوازمرکز ساعت دوراست هرج ومرج وبی نظمی بیشتراست این ترتیب می توان جدول مندلیف رابه صورت ساعتی ترسیم‌کرد.هرانسانی که دارای عددی ثابت است یعنی مثلا ۴ اعداداعشاری که بین اعداد۴تا۵قرارمی گیرندوتشکیل دهنده صفت حکیم خداوندهستندهرکدام ازاعداد۴ واعدادبین ۴تا۵ ظرفیتهایی است که این انسان داردیعنی این انسان چندین باربه دنیامی آیدوباهرباربه دنیاآمدن دارای اسمی خاص است باظرفیتی که درهمان عددخاص است.بین هرعددتاعدددیگربی نهایت عدداعشاری هست یعنی هرانسان می تواندبه خواست خداوندبی نهایت دفعه وبااسامی متفاوت به دنیابیایدولی صفت ثابتی دارد.پس بنابراین ممکن انسانی نشات گرفته از صفتی ثابت چندین باربااسامی متفاوت به دنیابیاید وطبق آیات قرآن انسانهای پیشین نسبت به پسینیان یعنی انسانهای بعدی ظرفیتهای بالاتری داشته اندیعنی هرانسانی درظرفیت بعدی باقدرت کمتری به دنیامی آید .هرذره دارای پروتون است که خوددارای ذراتی است یکی ازذرات درون پروتون انسان راناشی می شودویکی دیگرازذرات داخل پروتون گیاه راناشی می شودویکی دیگرازذرات داخل پروتون حیوان راناشی می شود.همانگونه که خداونددرقرآن آورده است حیوانات وگیاهان وبقیه موجودات رامسخرانسان قراردادیم که دراین موردپروتون ذره انسانهای عالی مرتبه حیوانات وگیاهانی ازآنان منتج می شوندکه مثمرثمرتربوده وپرفایده ترندوذره هریک از انسانها دراین‌راستاحیوانات وگیاهانی ازآنان ناشی می شوندکه همانطورکه درقران آمده است خودازگروههایی تشکیل می شوندکه البته سرپرست آنان ذره حیوان یاگیاهی خاص است که ازذره انسانی خاص منتج می شود.مثلا درقرآن ازبعضی حیوانات نام برده شده است مانندگوسفندیاگاویاشترکه هرکدام ازذره انسانی برتروعالی منشا می گیرندوخیلی هم پرفایده هستندذره هرانسانی حیوان یاحیوانات وگیاه یاگیاهانی خاص رامنشاهستند وبه اصطلاح والدگروههایی ازحیوانات یاگیاهان هستندمثلا گوسفند به طورمثال مسخرحضرت اسماعیل علیه السلام است وازذره اومنشامی گیردولی گوسفندان زیرمجموعه ایی داردکه ازذره انسانهای دیگرهستندودراصطلاح فرزنداومحسوب می شوندواین درحالی است که انسانهای دیگرهیچ کدام شایسته اینکه درظرفیت ذره خوداولین گوسفند ازآنان به وجودآیدنیستند.درمقابل ذره انسانهای خبیث حیوانات وگیاهانی مضررامنشاهستندازجمله آنان ویروس کروناکه ازذره فردی خبیث نشات می گیرد .همانطورکه درقرآن آمده است تمامی حیوانات نیزدارای گروه وقبیله هستندوسخن می گویندوحضرت سلیمان وامام صادق علیه السلام نیزقادربه تشخیص کلام وگفتگوباحیوانات بوده اند.ذرات ازیک نوع نیزازلحاظ ژنوم فرق دارندیعنی هرذره ازاکسیژن باذره دیگراکسیژن تفاوت ژنوم دارد.یعنی ذره بنیادی اکسیژن که ازهبوط حضرت محمدصلوات ا…علیه ناشی می شوددارای اولین و بهترین ژنوم‌ازاین ذره است وبه اصطلاح ذره اکسیژن اوذره والداکسیژن است ولی انسانهای دیگرنیزمی توانندبه عنوان اکسیژن تجلی یابندکه هرکدام‌ژنومشان بااکسیژن اول ودیگرذرات اکسیژن متفاوت است.این موضوع درموردسایرذرات نیزصدق می کندوبه این ترتیب همه انسانها درذرات وحیوانات وگیاهان این جهان سهمی دارند.درقران نیزبه این موضوع اشاره شده وبه والدوماولدسوگندخورده شده است.ذرات دارای دوقسمت پوسته وهسته هستندکه پوسته دارای ذره ایی است که منشا دیوان هست که درقرآن کریم آمده است گردانندگان سیارات هستندوهسته دارای سه ذره نوترون والکترون وپروتون هست که نوترون ذره ایی است که منشافرشتگان است والکترون منشا جنیان است که درسیاره مشتری زندگی می کنند وپروتون منشاانسان وحیوانات وگیاهان است البته خودپروتون شامل چندذره است که ذره ایی که انسان مربوط به آن است ازذره ایی که حیوان وذره ایی که گیاه ازآن ناشی می شودجداست. یعنی پس ازتشکیل نطفه اولین پروتونی که درذره تکثیرمی شودانسان یاگیاه یاحیوان ایجادمی شودواگربتوان آن ذره راشناسایی کردحتی می توان آن فردراشناخت که البته درقرآن آمده است که این امرجزبرخداوندامکان پذیرنیست اگربتوان به اطلاعات ژنی اولین پروتون تکثیرشونده درذره بنیادی بدن هرفرد یعنی اولین ذره ایی که تکثیرمی شودپی بردمی توان اطلاعاتی چون طول عمروسایرصفات آن فردوحتی اینکه آن شخص کیست رافهمید.ستاره شناسان قدیم دارای علمی بودندکه بااستفاده ازآن زمان به دنیاآمدن اشخاص مشهورراباتوجه به تولدقبلی آن شخص ومحل تولدقبلی اوتخمین میزدندمثلا ستاره شناسان زمان حضرت موسی زمان تولداوراتخمین زدند.ممکن است موسی علیه السلام درزمان قبل ازآن تاریخ بااسم دیگری درجای دیگربه دنیا آمده باشدکه چون جزپیامبران الوالعزم است بعیدبه نظرنمیرسد.در بنگ‌یامه بانگ پس ازاینکه خداوندذرات بنیادی راآفریدیعنی برخی ازصفات خودرابه صورت ذرات تجلی دادذرات بنیادی که تعدادی ازآن به عنوان همان عناصرجدول تناوبی شناسایی شده اند باسرعت شگفت آوری تکثیروبایکدیگرامتزاج یافتندوسرعت این تکثیروتغییرات چنان بودکه صدایی خارج ازتصورایجادکردکه گوش هرجنبده ایی راکرمیکردوهرجنبده ایی رامنگ میکردبه همین علت به آن مه بانگ یابیگ بنگ می گویند.خداونداراده کردکه صفاتش به صورت ذرات هبوط وتجلی یابدهمانطوری که درقرآن کریم‌ آمده اراده کند باش پس می شود وهفت شبانه روزباسرعت زایدالوصفی این ذرات تکثیروامتزاج یافتند.نروماده ووالدومولود درذرات نیزوجوددارد.براساس برآوردها می توان گفت حضرت مسیح ازذره بنیادی رادیم است.حضرت ابراهیم ازذره بنیادی لیتیم است .حضرت آدم ازذره بنیادی هلیم است.حضرت نوح ازذره بنیادی نیتروژن است.حضرت موسی ازذره بنیادی سیلیسیم است ویکی ازحیواناتی که درتسخیراوست وازذره اونشات می گیردماراست.حضرت اسماعیل ازذره بنیادی منیزیم است.حضرت یعقوب ازذره بنیادی نقره است .حضرت بنیامین ازذره بنیادی طلای سفیداست.حضرت یوسف ازذره بنیادی طلازرد است.حضرت ابالفضل ازذره بنیاد‌ی آلومینیوم‌است .حضرت یونس ازذره بنیادی یداست.حضرت شعیب ازذره بنیادی سرب است.حضرت لوط ازذره بنیادی جیوه است .کوروش کبیرکه درقرآن ذوالقرنین نامیده شده است از ذره بنیادی فسفراست وگیاه انگورازاونشات می گیرد.اکسیژن منشاشش دربدن است.مس منشا لنف دربدن است .آهن منشاخون دربدن است .زینک منشاپوست دربدن‌است.پتاسیم وسدیم تبادل بین سلولی راانجام می دهند.زمان‌تولدپیامبروائمه اطهارودشمنان آنان که درظلمات زندگی می کنندطبق محورایکس ها به یکدیگرنزدیک است.چون منفی یک فاصله کوتاه زمانی بایک داردمنفی یک شایدعمروبن‌عبدود بوده باشدهمانطورکه پیامبرفرمودندامروزتمام ایمان دربرابرتمام کفرایستاده است.پس نزدیک ترین لایه به مرکزساعت یعنی بهترین افرادتولدشان باتولدبدترین افرادهمزمانی داردویابه هم خیلی نزدیک است.یعنی می توان دوساعت رسم‌کردیکی درقسمت مثبت ها ویکی درقسمت منفی ها.هرچه ذرات به بی نهایت نزدیک می شوندلایه های ساعتهای رسم شده دردوطرف مثبت ومنفی ازهم‌دورترمی شوندیعنی زمان تولدخوبان بابدان فرق بیشتری داردوازهم فاصله زمانی بیشتری دارد.شایدهر انسانی روزی درجایی وزمان ومکانی دیگربه دنیا آمده باشندکه این حتماازرابطه ایی دقیق وقانون خاصی اطاعت می کند.ممکن است هرصفتی ازخداونددرچندذره یااسم تجلی یافته باشد.وانسانی هرباربااسمی دیگرکه ازذره ایی دیگرناشی شده است به وجودآید.مثلا حضرت موسی که پیامبرالوالعزم است وازصفت شکورخداونداست وازذره سیلیسیم است وحضرت اسماعیل که اوهم ازصفت شکورخداونداست ازذره منیزیم است وحضرت امام رضاعلیه السلام که اوهم ازصفت شکورخداونداست درساعت نظم جهانی درعددهشت قراردارندفقط اسامی متفاوت داشته ودرزمان ومکانی متفاوت ازپدرومادری متفاوت به وجودآمده است.یادرموردحضرت امام سجادکه ازصفت حکیم است باحضرت عیسی علیه السلام که ازپیامبران اولوالعزم است وازذره رادیم است واوهم ازصفت حکیم است ونیزذوالقرنین که اونیزازصفت حکیم است ودرذره فسفرهبوط می یابد فقط اسامی متفاوت دارندوفقط درمکان وزمانی متفاوت ازپدرومادری متفاوت به دنیا آمده اند.ودرموردحضرت ابراهیم علیه السلام که ازپیامبران الوالعزم است و دارای رتبه وعدد۳درساعت جهانی است درذره لیتیم هبوط داردوحضرت یحیی وحضرت ایوب وحضرت عذیرکه درجدول تناوبی ازذره یکی ازعناصررادیواکتیواست وحضرت امام حسین علیه السلام که درذره آهن هبوط یافته است هم صدق می کندکه همشان عدد۳ درساعت جهانی دارندوفقط اسامی متفاوت دارندودرمکان وزمان متفاوت وازپدرومادری متفاوت به دنیا آمده اند. همچنین حضرت علی اسامی آدم ونوح ویوسف وخضرهم داشته اند.همچنین حضرت محمدصلوات ا…علیه اسم بنیامین هم داشته اندچنانچه درسوره یوسف به پیامبرخطاب شده هنگامی که برادران یوسف رابه چاه می انداختندتودرآنجانبودی.خودحضرت محمدصلوات ا…علیه هم حدیثی دارندکه میفرمایندمثل من باحضرت علی علیه السلام مانندمثل هارون است به موسی علیه السلام .یعنی به نوعی به برادری باحضرت علی اذعان دارندکه اونیزاسم دیگرش یوسف است. درموردسایرپیامبران الوالعزم هم این قضیه صادقه وممکنه که چندین اسم بزرگ داشته باشند.البته حضرت علی علیه السلام ممکن است اسم زرتشت نیزداشته باشد.وحضرت محمدصلوات ا…علیه نیزاسم فریدون نیزداشته باشند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا